چهارشنبه 22 خرداد1387
كلوچه
هبوط تلخ مشي و مشيانه بر زمين
چه زود بود نازنين!

عکسAriana Cubillos
http://www.abcnews.go.com
بزرگ شدهاي و هنوز نتوانستهام دست بركنم بر جهنمكدهات كه شايد سهمي بردارم از طعم خاك كلوچهي كودكيات *
"آن سوي كودكي"
كودك عاطفهي گمشدهام
در پي دست نوازشگري انگشت به دندان ميبرد
در پس كودكيام
روحي افسوس كنان
از شبانروزي آن سفرهي نان بر ميشد
چشم خشكيده ز اشك نابم
در تمناي هجاي باران
بيبيانتر ميشد
تلخي كودكيام بود و همان سفرهي نان
كلبهي سرد من عشرتكده ميزدگان
و جهنم كدهام سفرهي نان
و من از قصهي تكراري آن گردهي نان
خسته، افسوس كنان
لحظهها رفت و گذشت
و بلوغ من از انبوه درختان زمان
تن بر اين آبي غمگين حقيقت ساييد
حس مغرور بلوغ
در تن سرد و نحيفم پر زد
من ز وابستگي باغ برون غلتيدم
من ز افسردگي سفرهي نان كوچيدم
بر زمان خنديدم
بر جهان خنديدم
و نترسيدم از اعدام غرور
من به آشفتگي ذهن خزان خنديدم
چشمم از حادثهي خنجر و پشت
دلم از قصهي بيمرگي مشت
پر ِ پر بود و حزين
بوي خون از در و ديوار زمان
مردمان خانه به دوشان جهان
همه در آرزوي قصهي نان
و من افسوس كنان
در تب و آرزوي كودك و يك سفرهي نان
لحظهها ميگذرند
من پر از خاطرهي خشكهي نان
لحظهها ميگذرند
من پر از ياد جهنمكدهام سفرهي نان
* دوستاي خوبم اگر تا به حال چيزي دربارهي كلوچهاي با طعم خاك نخواندهايد، ميتوانيد به اين لينك سري بزنيد
http://nasiriphotos.com/blog/2008/05/14/19,25,24

